ترجمه "basi" به فارسی
اتوبوس, انتقال دهنده, بس بهترین ترجمه های "basi" به فارسی هستند.
basi
noun
conjunction
دستور زبان
-
اتوبوس
nounWao pia walikuwa wamepokea mwaliko na walisafiri kwa basi ili kufika kusanyikoni.
آنان نیز دعوتنامهای دریافت کرده و با اتوبوس به کنگره آمده بودند.
-
انتقال دهنده
-
بس
interjection Prefix adverbAlikuwa mkamilifu, basi alikuwa na uwezo wa kimwili na wa kiakili uliozidi uwezo wa watu wengine wote.
بیشک تواناییهای جسمی و فکریاش نیز بس بالاتر از مردم روزگارش بود.
-
ترجمه های کمتر
- بس است
- بسه
- کافی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " basi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "basi"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن