ترجمه "benki" به فارسی

بانک, بانک بهترین ترجمه های "benki" به فارسی هستند.

benki noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • بانک

    noun

    Kwa kufaa, wenye benki hiyo wanahukumiwa kifungo cha miaka mingi gerezani.

    صاحب بانک به حق برای سالها به زندان میافتد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " benki " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Benki
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • بانک

    noun

    بانک

    Wala Benki ya Dunia, ambako nilifanya kazi kwa miaka 21 na kufikia cheo cha makamu wa rais.

    نه بانک جهانی، جایی که من 21 سال کار کردم و معاون اول شدم.

عباراتی شبیه به "benki" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "benki" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه