ترجمه "biashara" به فارسی

کار, بنگاه تجاری, تجارت بهترین ترجمه های "biashara" به فارسی هستند.

biashara noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • کار

    noun

    Yesu alikuwa mwenye moyo mkuu katika kushambulia biashara ya fedha yenye faida kama hiyo.

    عیسی شهامت آن را داشت که چنین کسب و کار پرمنفعتی را مورد حمله قرار دهد.

  • بنگاه تجاری

    noun
  • تجارت

    noun

    Mwishowe, tulijishughulisha sana na biashara hiyo iliyokuwa ikisitawi hivi kwamba tuliacha kumtumikia Yehova hatua kwa hatua.

    چنان غرق تجارت شده بودیم که همهٔ اعضای خانواده از خدمت به یَهُوَه دست کشیده بودند.

  • ترجمه های کمتر

    • تجارتخانه
    • پیشه
    • بیاوار
    • بیزنس
    • کسب و کار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " biashara " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Biashara
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • کسبوکار

    Jonathan anaeleza hivi: “Biashara ya familia yetu ilipofilisika, nilihofia sana wakati ujao.

    جاناتان میگوید: «وقتی در کسبوکار خانوادگیمان ورشکسته شدیم، خیلی نگران آینده بودم.

تصاویر با "biashara"

عباراتی شبیه به "biashara" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "biashara" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه