ترجمه "binti" به فارسی
دختر, فرزند بهترین ترجمه های "binti" به فارسی هستند.
binti
noun
دستور زبان
-
دختر
nounSiku moja binti yake mdogo anachuma mojawapo ya maua hayo na kumpa kama zawadi.
دختر کوچکش یکی از آن گلها را میچیند و به پدرش هدیه میدهد.
-
فرزند
nounPanga kuwe na onyesho la baba akitayarisha utangulizi fulani pamoja na binti au mvulana wake mdogo.
در نمایشی، پدری با فرزند خود مقدّمهای را برای موعظه آماده میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " binti " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن