ترجمه "bluu" به فارسی

آبی, افسرده بهترین ترجمه های "bluu" به فارسی هستند.

bluu adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبی

    noun feminine

    Hata hivyo, walikabili hatari nyingine mbali na hatari ya kukamatwa na askari Wajerumani wenye mavazi ya bluu.

    با این حال، خطر فقط پلیس آبی پوش آلمان نبود.

  • افسرده

    adjective
  • [[آبی]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bluu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bluu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bluu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه