ترجمه "bomba" به فارسی

قليان, لوله, میله بهترین ترجمه های "bomba" به فارسی هستند.

bomba noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • قليان

  • لوله

    noun

    Wakati mwingine, nilipokuwa nikihubiri na dada mmoja, tuliona kipande cha bomba cha ajabu-ajabu kwenye kizingiti cha dirisha moja.

    یک بار دیگر من و خواهری در خدمت موعظه متوجه شیئی غیرعادی شبیه لوله شدیم که جلوی پنجرهٔ یک خانه بود.

  • میله

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bomba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bomba"

اضافه کردن

ترجمه های "bomba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه