ترجمه "bora" به فارسی

بهبودن, بهبودی, بختر بهترین ترجمه های "bora" به فارسی هستند.

bora adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • بهبودن

  • بهبودی

    Alijitahidi kujiweka huru na nguvu zao kwa msaada wa kasisi, lakini hakupata hali bora halisi.

    او سعی کرد تا با کمک یک کشیش از نفوذ قدرت آنها رهایی یابد، اما بهبودی واقعی پیدا نکرد.

  • بختر

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • بهتر
    • بِهتَر
    • تقویت شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bora " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bora" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bora" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه