ترجمه "buibui" به فارسی

عنکبوت, تارتنک, روسری بهترین ترجمه های "buibui" به فارسی هستند.

buibui noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • عنکبوت

    noun

    17 Kwa mfano, labda umewahi kustaajabia umaridadi wa utando wa buibui.

    ۱۷ مثالی میزنیم، شاید برایمان پیش آمده باشد که از دیدن یک تار عنکبوت زیبا در حیرت فرو رویم.

  • تارتنک

    noun
  • روسری

    noun
  • [[عنکبوت]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " buibui " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Buibui
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • عنکبوت

    noun

    راستهای از عنکبوتیان

    Buibui hutengeneza hariri hiyo katika halijoto ya kawaida, wakitumia maji.

    این عنکبوت تار خود را با آب به عنوان حلّال و در دمایی معادل دمای اتاق میسازد.

تصاویر با "buibui"

اضافه کردن

ترجمه های "buibui" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه