ترجمه "bustani" به فارسی
باغ, باغچه, پالیز بهترین ترجمه های "bustani" به فارسی هستند.
bustani
noun
دستور زبان
-
باغ
nounHawakupaswa kula matunda ya mti fulani, mmoja kati ya miti mingi yenye kuzaa matunda katika bustani ya Edeni.
در میان درختان پربار باغ درختی بود که آنان نمیبایست از میوهٔ آن میخوردند.
-
باغچه
noun6 Fikiria mfano huu: Wazia kwamba mwanamume fulani amepanda maua mengi maridadi katika bustani yake.
۶ برای مثال، تصوّر کنید که مردی گلهای زیبایی در باغچه کاشته است.
-
پالیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bustani " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bustani" با ترجمه به فارسی
-
باغ وحش · باغوحش
-
باغوحش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن