ترجمه "chama" به فارسی

حزب, مهمانی, پارتی بهترین ترجمه های "chama" به فارسی هستند.

chama noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • حزب

    noun

    Baba alijihusisha sana na shughuli za Wanazi na alikuwa dereva wa kiongozi fulani wa tawi la chama hicho.

    زیرا پدرم یکی از فعالان حزب نازی و رانندهٔ نمایندهٔ یکی از شعبههای این حزب بود.

  • مهمانی

    noun
  • پارتی

    adjective noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chama " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "chama" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "chama" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه