ترجمه "dada" به فارسی

خواهر, khwâhær, همشيره بهترین ترجمه های "dada" به فارسی هستند.

dada noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • خواهر

    noun

    Baada ya kuchukua msimamo huo wa ujasiri, dada hao waliachiliwa huru.

    آن گروه بعد از دیدن شجاعت این دو خواهر، آنها را آزاد کردند.

  • khwâhær

  • همشيره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dada " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dada
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • خواهر

    noun

    Dada mmoja Shahidi aliyekuwa akiwapelekea watu magazeti ya habari aliupata.

    اتفاقاً یک خواهر که مشغول پخش روزنامه در محلّه بود کیف آن مرد را پیدا کرده بود.

اضافه کردن

ترجمه های "dada" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه