ترجمه "darubini" به فارسی

اختربین, تلسکوپ, تلسكوپ بهترین ترجمه های "darubini" به فارسی هستند.

darubini noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختربین

    noun
  • تلسکوپ

    noun

    Kazi zake zilizohusiana na lenzi ziliongoza kwenye utengenezaji wa miwani, hadubini, na darubini.

    کار او با عدسیها به تولید عدسی عینک، میکروسکوپ و تلسکوپ انجامید.

  • تلسكوپ

  • دوربین

    noun

    Kupitia darubini yake, aliona majeshi ya adui yakihudhuria pia ibada ya kidini iliyoongozwa na kasisi.

    در حالی که با دوربین منطقهٔ دشمن را زیر نظر داشت متوجه شد که یک کشیش در جبههٔ مقابل مشغول خدمت مذهبیاش است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " darubini " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Darubini
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • تلسکوپ

    noun

    Darubini-upeo ilipobuniwa, waastronomia walianza kutilia shaka nadharia ya Aristotle.

    با اختراع تلسکوپ، ستارهشناسان رفته رفته فرضیهٔ ارسطو را مورد تردید قرار دادند.

تصاویر با "darubini"

عباراتی شبیه به "darubini" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "darubini" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه