ترجمه "dawa" به فارسی
دارو, دوا, پزشکی بهترین ترجمه های "dawa" به فارسی هستند.
dawa
noun
دستور زبان
-
دارو
nounBila shaka, si vyakula na dawa zote zilizo mbaya.
واضح است که هر دارو یا غذایی به ما ضرر نمیرساند.
-
دوا
nounUnapokuwa mgonjwa, huenda ukatumia wakati na pesa kumwona daktari au kutayarisha dawa ya kienyeji.
و اگر هم بیمار شوید ممکن است مبلغی را صرف هزینهٔ دوا و دکتر کنید. در ضمن روزانه منزلتان را نظافت کرده و حمام میکنید.
-
پزشکی
nounJe, afya yako imeboreshwa au umepona baada ya kutumia dawa?
آیا احساس میکنید که پیشرفت پزشکی در سلامت شما تأثیر گذاشته است؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dawa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dawa"
عباراتی شبیه به "dawa" با ترجمه به فارسی
-
خمیردندان
-
پذیرش
-
واکس
-
داروهای ضد افسردگی
-
داروهای ضد افسردگی
-
daruchane
-
دارو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن