ترجمه "dira" به فارسی

قطبنما, قطبنما بهترین ترجمه های "dira" به فارسی هستند.

dira
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • قطبنما

    noun

    Lakini wakati dira na vitu vinginevyo vya maendeleo vilipotumiwa, hiyo iliwezesha kuwe safari ndefu zaidi za baharini.

    ولی ابداع قطبنما و دیگر پیشرفتها، مسافرتهای دریائی طولانیتری را ممکن ساخت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dira " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dira
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • قطبنما

    Dira ni kifaa rahisi kilicho tu na sehemu moja inayozunguka-zunguka, yaani, mshale wenye sumaku unaoelekeza upande wa kaskazini.

    قطبنما وسیلهای ساده است که عقربهٔ مغناطیسی آن همواره سمت شمال را نشان میدهد.

اضافه کردن

ترجمه های "dira" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه