ترجمه "elimu" به فارسی
آموزش, آموزش و پرورش, تعلیم بهترین ترجمه های "elimu" به فارسی هستند.
-
آموزش
nounHii broshua yatumainiwa kusaidia waelimishaji waone kwamba sisi huona elimu kuwa ya maana sana.
این بروشور به آموزگاران کمک میکند تا مشاهده نمایند که ما اهمیت فراوانی برای آموزش قائل هستیم.
-
آموزش و پرورش
Tukiwa watumishi wa Yehova, twajua kwamba kuandaa elimu ya kidini yenye matokeo kwa watoto wetu ni daraka zito.
ما خادمان یَهُوَه خوب میدانیم که آموزش و پرورش مؤثرِ مذهبی فرزندانمان چه مسئولیت خطیری است.
-
تعلیم
noun16 Iwe tunajua au hatujui lugha nyingine, sote tunaweza kuwasaidia watu wa nchi za kigeni katika eneo letu wapate elimu ya kiroho.
۱۶ حال، چه در پی یادگیری زبانی دیگر باشیم چه نباشیم همهٔ ما میتوانیم در تعلیم کتاب مقدّس به خارجیان در محدودهمان سهیم شویم.
-
معرفت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " elimu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
آموزش و پرورش
چون کودکان نادان و غیرمطلع از فرهنگ به دنیا میآیند، برای یادگیری هنجارهای رفتاری،یادگیری مهارتها،یافتن نقش نیاز به آموزش دارند
Elimu ya kimungu hutufundisha nini, na ni matokeo gani hutokana nayo?
آموزش و پرورش الهی چه چیزهایی را به ما میآموزد، و چه نتایجی از آنها حاصل میشود؟
عباراتی شبیه به "elimu" با ترجمه به فارسی
-
جانورشناسی
-
علم زبان · فیلولوژی
-
آموزش همراه با سرگرمی
-
اسطورهشناسی
-
آموزش عالی
-
فلسفه آموزش و پرورش