ترجمه "fanicha" به فارسی

مبل, مبلمان, اثاث بهترین ترجمه های "fanicha" به فارسی هستند.

fanicha noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • مبل

    noun
  • مبلمان

    noun

    Leo, utomvu hutumiwa kutengeneza vanishi zinazozuia picha zilizochorwa kwa rangi ya mafuta , fanicha, na ala za muziki zisichakae.

    امروزه از مَصطَک در روغنهایی استفاده میشود که برای حفظ نقاشیهای رنگ روغن، مبلمان و وسایل موسیقی به کار میرود.

  • اثاث

    noun
  • اسباب

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fanicha " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fanicha
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • اثاث

    noun
اضافه کردن

ترجمه های "fanicha" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه