ترجمه "fimbo" به فارسی
چماق, چوب بهترین ترجمه های "fimbo" به فارسی هستند.
fimbo
noun
دستور زبان
-
چماق
noun -
چوب
nounWenye mamlaka katika Filipi walikuwa wamewapiga kwa fimbo, wakawafunga gerezani, na kuwafunga kwa mikatale.
مسئولان دولتی در فیلِپّی آنها را با چوب زده و در زندان در غل و زنجیر حبس کردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fimbo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن