ترجمه "friji" به فارسی

یخچال, يخچال بهترین ترجمه های "friji" به فارسی هستند.

friji noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • یخچال

    noun

    Anasema: “Nilihamia katika nyumba ndogo ambayo haikuwa na friji, televisheni, au Intaneti.

    او میگوید: «به خانهای کوچک نقل مکان کردم که نه یخچال، نه تلویزیون و نه اینترنت داشت.

  • يخچال

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " friji " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "friji" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه