ترجمه "ghuba" به فارسی

خلیج, شاخاب, شرم بهترین ترجمه های "ghuba" به فارسی هستند.

ghuba noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلیج

    noun

    Wakati nilipowauliza shida ilikuwa ni nini, walionyesha tu nje ya ghuba ambapo mawimbi makubwa yalikuwa yanavunjika.

    وقتی از آنها پرسیدم که جریان چیه، آنها به بیرون از خلیج جائی که موج های بزرگ می شکستند اشاره کردند.

  • شاخاب

  • شرم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ghuba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ghuba
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلیج

    noun

    Nyakati za kale, lulu bora zaidi zilipatikana hasa katika Bahari Nyekundu, Ghuba ya Uajemi, na Bahari ya Hindi, maeneo yaliyokuwa mbali na nchi ya Israeli.

    در زمان قدیم، مرغوبترین انواع مروارید را از دریای سرخ، خلیج فارس و اقیانوس هند صید میکردند.

عباراتی شبیه به "ghuba" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ghuba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه