ترجمه "hidrajiri" به فارسی

جیوه ترجمه "hidrajiri" به فارسی است.

hidrajiri
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • جیوه

    noun

    Maliki fulani Wachina wa baadaye walijaribu madawa yaliyoonwa kuwa yenye kurefusha uhai yaliyofanyizwa kutokana na hidrajiri—wakafa!

    برخی از امپراتوران چینی بعدها به آزمایش به اصطلاح اکسیرهای زندگی که از جیوه ساخته شده بودند پرداختند و جان سپردند!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hidrajiri " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "hidrajiri" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه