ترجمه "kaburi" به فارسی

قبر, آرامگاه, گور بهترین ترجمه های "kaburi" به فارسی هستند.

kaburi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • قبر

    noun

    Alipowasili kwenye kaburi, Yesu alielekeza kwamba jiwe lililokuwa likifunga mwingilio walo liondolewe mbali.

    وقتی عیسی نزدیک قبر رسید دستور داد سنگی را که ورودی آن را بسته بود بردارند.

  • آرامگاه

    noun

    Wakulima wakikanyaga zabibu, kwenye kaburi la Nakht, Thebes, huko Misri

    رعیت در حال له کردن انگور، بر روی آرامگاه نِکت

  • گور

    noun

    Askari Waperesi wanakuburuta kikatili kuelekea kwenye kaburi lako—shimo lililojaa simba wenye njaa.

    سربازان پارسی با خشونت فراوان تو را به سوی گور هدایت میکنند — گودالی پر از شیران گرسنه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kaburi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kaburi
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرامگاه

    noun

    Wakulima wakikanyaga zabibu, kwenye kaburi la Nakht, Thebes, huko Misri

    رعیت در حال له کردن انگور، بر روی آرامگاه نِکت

اضافه کردن

ترجمه های "kaburi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه