ترجمه "kaskazini" به فارسی

شمال, شمال بهترین ترجمه های "kaskazini" به فارسی هستند.

kaskazini noun adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • شمال

    noun

    Kwa hiyo, katika utimizo wa unabii huo, mfalme wa kaskazini aliyekasirishwa apanga vita dhidi ya watu wa Mungu.

    از اینرو، هنگام تحقق این نبوت، پادشاه خشمگین شمال بر ضد امت خدا وارد عمل خواهد شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kaskazini " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kaskazini
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • شمال

    noun

    Alipigwa vibaya sana alipokuwa amefungwa katika kambi ya kijeshi huko Afrika Kaskazini.

    وی در زندان نظامی در شمال آفریقا بسختی مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

عباراتی شبیه به "kaskazini" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kaskazini" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه