ترجمه "kaskazini" به فارسی
شمال, شمال بهترین ترجمه های "kaskazini" به فارسی هستند.
kaskazini
noun
adjective
دستور زبان
-
شمال
nounKwa hiyo, katika utimizo wa unabii huo, mfalme wa kaskazini aliyekasirishwa apanga vita dhidi ya watu wa Mungu.
از اینرو، هنگام تحقق این نبوت، پادشاه خشمگین شمال بر ضد امت خدا وارد عمل خواهد شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kaskazini " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kaskazini
-
شمال
nounAlipigwa vibaya sana alipokuwa amefungwa katika kambi ya kijeshi huko Afrika Kaskazini.
وی در زندان نظامی در شمال آفریقا بسختی مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
عباراتی شبیه به "kaskazini" با ترجمه به فارسی
-
پادشاهی متحده
-
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی
-
مجمعالجزایر ماریانای شمالی
-
آفریقای شمالی
-
دریای شمال
-
آمریکای شمالی
-
آمریکای شمالی
-
قطب شمال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن