ترجمه "kazi" به فارسی

کار, شغل, وظیفه بهترین ترجمه های "kazi" به فارسی هستند.

kazi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • کار

    noun

    Mtazamo wako utaonekana katika ubora wa kazi unayofanya.

    کیفیت کار تو بازتابی از نظر یا طرز فکرت است.

  • شغل

    noun

    Ingawa huenda isiwezekane kubadili kazi, kunaweza kuwa na njia nyinginezo za kujiondoa kutoka katika hali zenye kushawishi.

    تغییر شغل همیشه میسر نیست، اما شاید راههای دیگری برای اجتناب از آن موقعیتها وجود داشته باشد.

  • وظیفه

    noun

    Kufanya kazi katika roho ya hisani si jukumu, ila ni furaha.

    خدمت توأم با نیک خواهی نه انجام یک وظیفه بلکه مایۀ شادی است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kazi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kazi
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • شغل

    noun

    Kazi ya kimwili: Je, unajishughulisha sana na kazi yako ya kimwili hivi kwamba umeanza kupuuza mambo ya kiroho?

    شغل: آیا چنان غرق شغلتان شدهاید که فعالیتهای روحانی در زندگیتان دیگر اولویت ندارد؟

  • کار

    noun

    Kazi yao kubwa ni kulisha, kutia moyo, na kufariji kondoo za Mungu.

    کار اصلی آنها تغذیه و تشویق کردن گوسفندان خدا و تجدید قوای آنهاست.

عباراتی شبیه به "kazi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kazi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه