ترجمه "kengele" به فارسی
زنگ, زنگوله, ناقوس بهترین ترجمه های "kengele" به فارسی هستند.
kengele
noun
دستور زبان
-
زنگ
nounAlinipeleka kwenye nyumba fulani iliyojengwa kwa mtindo wa nchi za magharibi na kufinya kengele ya mlango.
پس مرا به سمت خانهای که به سبک غربی ساخته شده بود برد و زنگ خانه را زد.
-
زنگوله
Upindo wa Kengele na Makomamanga (Kut 28:33-35)
حاشیهای با زنگوله و آویزههای انارشکل (خر ۲۸:۳۳-۳۵)
-
ناقوس
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kengele " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kengele"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن