ترجمه "kibali" به فارسی
مجوز ترجمه "kibali" به فارسی است.
kibali
noun
دستور زبان
-
مجوز
“Mara tu baada ya kupata kibali cha kujenga, tunatumaini kukamilisha mradi wote katika muda wa miaka minne,” akasema Ndugu Pierce.
برادر پییِرس همچنین گفت: «با دریافت مجوز، پروژه ساختمانسازی به احتمال قوی طی چهار سال تمام خواهد شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kibali " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن