ترجمه "kumi" به فارسی
ده, دَه, dah بهترین ترجمه های "kumi" به فارسی هستند.
kumi
numeral
دستور زبان
-
ده
Cardinal numberAlikuwa na watoto kumi na mume mlevi, Rafael.
او و شوهر مشروبخوارش، رافائِل، صاحب ده فرزند بودند.
-
دَه
Kwa kuwa umekuwa mwaminifu katika jambo dogo sana, utatawala majiji kumi.’
چون در امری کوچک امین بودی، پس بر دَه شهر حکمرانی کن.›
-
dah
-
۱۰
numeralHalafu alipata msiba watoto wake kumi walipokufa katika dhoruba.
ضربهٔ بعدی، کشتن هر ۱۰ فرزند ایّوب در طوفان بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kumi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kumi" با ترجمه به فارسی
-
هجده
-
دوازده · دوازدهم
-
ده فرمان
-
سیزده
-
پانزده
-
دهم
-
چهارده
-
یازده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن