ترجمه "kunywa" به فارسی
نوشیدن, آشامیدن, nuschidan بهترین ترجمه های "kunywa" به فارسی هستند.
kunywa
verb
دستور زبان
-
نوشیدن
nounKisha mtu huyo akaamua kula, kunywa, na kujifurahisha.
آن مرد همچنین برای خوردن، نوشیدن و لذّت بردن نقشه کشید.
-
آشامیدن
verbDalili za kwanza za ugonjwa huu ni kutikisa tikisa kichwa na kushindwa kula na kunywa.
اولین نشانههای بیماری تکانهای مداوم سر است که امکان خوردن و آشامیدن را از فرد مبتلا میگیرد.
-
nuschidan
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kunywa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن