ترجمه "mama" به فارسی
مادر, مامان, والده بهترین ترجمه های "mama" به فارسی هستند.
mama
noun
دستور زبان
-
مادر
nounWakati mtoto anapokufa, inakuwa vigumu hasa kwa mama yake.
مرگ یک فرزند، بخصوص برای مادر دشوار است.
-
مامان
noun feminineApril, dada yake John anakumbuka hivi: “Nakumbuka nikimwona mama akilia kwa sababu ya mfadhaiko wa kujaribu kutimiza kila kitu.
فریبا، خواهر فرامرز، تعریف میکند: «یادم میاد مامان داشت گریه میکرد، چون نمیتونست به همهٔ کارها برسه.
-
والده
noun
-
ترجمه های کمتر
- زنبابا
- مادراندر
- مادَر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mama
-
مادر
nounوالد مؤنث
Baba na Mama walifanya mambo yawe yenye kufurahisha, kusisimua na kuburudisha!
مادر و پدرم زندگی را برایمان خوش، پرهیجان و شاد میساختند.
تصاویر با "mama"
عباراتی شبیه به "mama" با ترجمه به فارسی
-
شیر مادر
-
سرپرست طراحی
-
نوشتار کارفرما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن