ترجمه "mashariki" به فارسی
خاور, شرق, مشرق بهترین ترجمه های "mashariki" به فارسی هستند.
mashariki
adjective
noun
دستور زبان
-
خاور
nounambayo yalilifanya kuwa taifa lenye nguvu sana katika mashariki ya kati.
که اونها رو در خاور نزدیک قدرتمند نمود.
-
شرق
properKiasi kilichopotea mwaka 2005 kilikuwa sawa na kila kitu mashariki ya Mississippi.
اندازه ای که در 2005 نا پدید شد مساوی هر چه شرق می سی سی پی است بود.
-
مشرق
nounKama mashariki ilivyo mbali na magharibi, ndivyo alivyoweka dhambi zetu mbali nasi.
باندازهٔ که مشرق از مغرب دور است، بهمان اندازه گناهان ما را از ما دور کرده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mashariki " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mashariki
-
خاور
nounHali hiyo haipatikani tu katika nchi za Mashariki.
این مشکل فقط در خاور دور وجود ندارد.
عباراتی شبیه به "mashariki" با ترجمه به فارسی
-
آسیای جنوب شرقی
-
خاورمیانه
-
خاورمیانه
-
دریای چین شرقی
-
اروپای شرقی
-
آسیای جنوب شرقی
-
تیمور شرقی · تیمور-لسته
-
شرق آفریقا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن