ترجمه "mkoa" به فارسی

استان, منطقه, ولایت بهترین ترجمه های "mkoa" به فارسی هستند.

mkoa noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • استان

    noun

    Baada ya muda walisafiri wakaingia katika mikoa ya milimani, wengine labda wakikaa huko Pella katika mkoa wa Perea.

    آنها به موقع راهی نواحی کوهستانی شدند، برخی احتمالاً در پِلّا، در استان پِرِآ سکونت گزیدند.

  • منطقه

    noun

    Halmashauri za Ujenzi za Mkoa zilitumia stadi zao kwa minajili ya kujenga nyumba upya.

    برادران کمیتهٔ ساختمانسازی منطقه از مهارتهای خود برای بازسازی خانهها استفاده کردند.

  • ولایت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mkoa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mkoa
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • منطقه

    noun

    منطقه جغرافیایی

    Halmashauri za Ujenzi za Mkoa zilitumia stadi zao kwa minajili ya kujenga nyumba upya.

    برادران کمیتهٔ ساختمانسازی منطقه از مهارتهای خود برای بازسازی خانهها استفاده کردند.

عباراتی شبیه به "mkoa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mkoa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه