ترجمه "mpinzani" به فارسی

حریف, هماورد بهترین ترجمه های "mpinzani" به فارسی هستند.

mpinzani
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • حریف

    noun

    Katika mashindano ya mweleka ya Ugiriki la kale, kila mshindanaji alijaribu kumyumbisha mpinzani wake ili amwangushe.

    در یونان باستان در مسابقات کشتی سعی کشتیگیر بر این بود که تعادل حریف خود را بر هم زند و او را خاک کند.

  • هماورد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mpinzani " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "mpinzani" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه