ترجمه "ofisa" به فارسی

افسر, سرکار بهترین ترجمه های "ofisa" به فارسی هستند.

ofisa noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • افسر

    noun

    Ni sababu gani ambayo huenda ilimfanya yule ofisa wa jeshi asimkaribishe Yesu katika nyumba yake?

    چرا احتمالاً آن افسر ارتش از عیسی خواست که به خانهاش داخل نشود؟

  • سرکار

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ofisa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ofisa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه