ترجمه "paa" به فارسی
بام, آهو, آنتلوپ بهترین ترجمه های "paa" به فارسی هستند.
paa
Verb
noun
دستور زبان
-
بام
nounKatika wakati ule muhimu sana, ingelichukua uratibu makini ili kumteremsha mtu mwenye kupooza kutoka juu ya paa.
در لحظات وخیم، هماهنگی با دقّت برای پائین آوردن مرد مبتلا به فلج از پشت بام لازم بود.
-
آهو
nounMacho ya wasioweza kuona yataona, masikio ya wasioweza kusikia yatasikia, mtu aliye kilema ataruka kama paa.
نابینایان خواهند دید، ناشنوایان خواهند شنید، لنگان مثل آهو جست و خیز خواهند کرد.
-
آنتلوپ
-
ترجمه های کمتر
- تیبا
- پشت بام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Paa
-
بام
nounKatika wakati ule muhimu sana, ingelichukua uratibu makini ili kumteremsha mtu mwenye kupooza kutoka juu ya paa.
در لحظات وخیم، هماهنگی با دقّت برای پائین آوردن مرد مبتلا به فلج از پشت بام لازم بود.
-
غزالک
عباراتی شبیه به "paa" با ترجمه به فارسی
-
پریدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن