ترجمه "picha" به فارسی
تصویر, پرتره بهترین ترجمه های "picha" به فارسی هستند.
picha
دستور زبان
-
تصویر
nounIngawa hivyo, kwa karne nyingi, wasanii wengi sana wamechora picha za Yesu.
با این وجود طی قرنها هنرمندان بسیاری در آثار خود تصویر یا مجسمهٔ او را کشیده یا ساختهاند.
-
پرتره
Nawaambia kuangalia hii sanaa, kama hii picha na Kumi Yamashita.
از آنها میخواهم که به این کار هنری نگاه کنند، مانند این پرتره از کومی یاماشیتا.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " picha " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "picha" با ترجمه به فارسی
-
عکس فوری تقویم
-
مشاهده گر تصویر فوری
-
گالری عکس Windows
-
سبک های تصویر
-
کاغذ عکاسی
-
ارائه تصویر
-
نماگرفت
-
عکس دیجیتالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن