ترجمه "risasi" به فارسی

سرب, گلوله, سرب بهترین ترجمه های "risasi" به فارسی هستند.

risasi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرب

    noun

    Wanafunzi wa kemia wanajua kwamba madini ya risasi na dhahabu yanakaribiana sana katika jedwali la elementi.

    در جدول تناوبی سرب و طلا نزدیک یکدیگر و در یک ردیف قرار دارند.

  • گلوله

    noun

    Niliinua polepole kitambaa cheupe huku risasi zikivuma karibu nami.

    گلولهها به طرفم شلیک میشد. به آرامی دستمالی سفید را بالا آوردم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " risasi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Risasi
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرب

    noun

    Wanafunzi wa kemia wanajua kwamba madini ya risasi na dhahabu yanakaribiana sana katika jedwali la elementi.

    در جدول تناوبی سرب و طلا نزدیک یکدیگر و در یک ردیف قرار دارند.

  • گلوله

    noun

    Niliinua polepole kitambaa cheupe huku risasi zikivuma karibu nami.

    گلولهها به طرفم شلیک میشد. به آرامی دستمالی سفید را بالا آوردم.

عباراتی شبیه به "risasi" با ترجمه به فارسی

  • تیراندازی کردن · زدن · شلیک کردن
اضافه کردن

ترجمه های "risasi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه