ترجمه "roho" به فارسی

روان, روح بهترین ترجمه های "roho" به فارسی هستند.

roho noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • روان

    noun

    Ole kwa roho zao, kwani wamejilipiza kwa uovu!

    وای بر روان هایشان، زیرا آنها بر خودشان پلیدی را پاداش داده اند!

  • روح

    noun

    Wao huamini kwamba kufanya hivyo hurahisisha kuondoka kwa roho, au nafsi, ya aliyekufa.

    آنان عقیده دارند که به این صورت، روح یا نَفْس وی میتواند بسهولت از محیط خانه خارج شود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " roho " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "roho" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "roho" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه