ترجمه "silaha" به فارسی

سلاح, جنگافزار, جنگافزار بهترین ترجمه های "silaha" به فارسی هستند.

silaha
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • سلاح

    noun

    Ushirika mbaya ni silaha yenye nguvu ambayo yeye hutumia.

    یک سلاح قدرتمندی که او به کار میگیرد، معاشرت بد میباشد.

  • جنگافزار

    Niliona silaha na magari ya vita yaliyotelekezwa, na mabaki ya ndege zilizoanguka.

    حتی بقایای یک هواپیما و جنگافزار و واگنهای ارتشی که رها شده بودند نیز دیده میشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " silaha " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Silaha
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنگافزار

    Niliona silaha na magari ya vita yaliyotelekezwa, na mabaki ya ndege zilizoanguka.

    حتی بقایای یک هواپیما و جنگافزار و واگنهای ارتشی که رها شده بودند نیز دیده میشد.

اضافه کردن

ترجمه های "silaha" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه