ترجمه "tumbo" به فارسی

شکم, معده بهترین ترجمه های "tumbo" به فارسی هستند.

tumbo noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکم

    noun

    Kiwambo kinashikana na mbavu za chini na kinatenganisha kifua na tumbo.

    پردهٔ دیافراگم که به دندههای پایین متصل است، قفسهٔ سینه را از ناحیهٔ شکم جدا میکند.

  • معده

    noun

    Kwa mfano, alipata ‘ugonjwa wa mara kwa mara’ kwa sababu ya tatizo la tumbo.

    او اغلب از ‹ضعف› جسمی و ناراحتی معده رنج میبرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tumbo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tumbo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tumbo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه