ترجمه "barmak" به فارسی
انگشت, انگشد, راه رفتن بهترین ترجمه های "barmak" به فارسی هستند.
barmak
noun
دستور زبان
-
انگشت
nounOlar, başga hiç bir döwre degişli bolmadyk, özboluşly «barmak yzlaryny» emele getirýär.
اینها مانند «اثر انگشت» نمونهای را تشکیل میدهند که نمیتواند به هیچ دوران دیگری تعلق داشته باشد.
-
انگشد
noun -
راه رفتن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barmak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "barmak"
عباراتی شبیه به "barmak" با ترجمه به فارسی
-
ابهام · شست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن