ترجمه "Baka" به فارسی

گاو, شاید, گاو بهترین ترجمه های "Baka" به فارسی هستند.

Baka
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاو

    noun

    گونهای از گاو

    Pinalayas ang mga anak na lalaki para mamahay sa ilang kilometro ang layo, sa pahingahan ng mga baka.

    و پسر آن مرد به طویله گاو ها در سه کیلومتری تبعید شده بودند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Baka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

baka noun adverb
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاید

    adverb

    Pero baka nagdaramdam ito, at posibleng lumayo ang loob sa mga magulang niya.

    اما، شاید در دل از آنان برنجد و همین موجب دوری او از والدینش شود.

  • گاو

    noun

    Pinalayas ang mga anak na lalaki para mamahay sa ilang kilometro ang layo, sa pahingahan ng mga baka.

    و پسر آن مرد به طویله گاو ها در سه کیلومتری تبعید شده بودند.

  • گوساله

    noun

    Sa pagsisikap na matiyak na ang kaniyang kaharian ay hindi na muling sasanib sa dating kaugnay na bansa, siya’y nagtatag ng pagsamba sa baka.

    در یک کوشش برای حفظ پادشاهیاش و اینکه هرگز به قوم مشابه آن دوباره ملحق نشود، او پرستش گوساله را راه انداخت.

عباراتی شبیه به "Baka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Baka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه