ترجمه "Buto" به فارسی

استخوان, بذر, استخوان بهترین ترجمه های "Buto" به فارسی هستند.

Buto
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان

    noun

    Kung minsan, ang mga buto ay binibiyak upang lumabas ang utak.

    گاهی استخوانها را میشکنند تا مغز آنها را درآورند.

  • بذر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Buto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

buto noun
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان

    noun

    Kung minsan, ang mga buto ay binibiyak upang lumabas ang utak.

    گاهی استخوانها را میشکنند تا مغز آنها را درآورند.

  • دانه

    noun

    Kung makasumpong ito ng sapat na mga berry, nuwes, at mga buto, ang pamilyang tapilak ay darami at panahon na upang palakihin ang kanilang tahanan.

    اگر توت، میوههای مغزدار و دانه به حد کافی پیدا کند، خانوادهاش فربه شده و وقتی برای وسعت دادن به خانهشان پیدا میکنند.

  • تخم

    noun

    Gayunman, kung gusto mo ng mansanas, masisiyahan ka ba kung ang ibibigay lamang sa iyo ay buto ng mansanas?

    آیا این بدان معنی است که اگر شما از کسی سیبی بخواهید راضی خواهید شد که به شما تخم سیبی دهد؟

  • ترجمه های کمتر

    • استخون
    • بذر
    • بزر
    • تُخم

تصاویر با "Buto"

عباراتی شبیه به "Buto" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Buto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه