ترجمه "Daungan" به فارسی
بندر, بندر, بندرگاه بهترین ترجمه های "Daungan" به فارسی هستند.
Daungan
-
بندر
nounMaraming bangka nakapila sa daungan na punong puno ng sutla at mga hiyas.
کشتی های زیادی که در بندر اینجا پهلو میگرفتن ، شهر پر از ابریشم و جواهرات گرانبها.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Daungan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
daungan
-
بندر
nounMaraming bangka nakapila sa daungan na punong puno ng sutla at mga hiyas.
کشتی های زیادی که در بندر اینجا پهلو میگرفتن ، شهر پر از ابریشم و جواهرات گرانبها.
-
بندرگاه
nounNagmamasid siya habang ang kapitan at ang mga tauhan nito ay abala para mailabas ang barko sa daungan.
در حالی که یُونُس به تماشا ایستاده است ناخدا و ملوانانش ماهرانه در تلاشند تا کشتی را از بندرگاه دور سازند.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن