ترجمه "Isda" به فارسی

ماهی, ماهی بهترین ترجمه های "Isda" به فارسی هستند.

Isda
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهی

    adjective noun

    ماهی

    Prinito ko ang isda pagkatapos itong i-marinate.

    ماهی را بعد از خواباندن سرخ کردم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Isda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

isda noun
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهی

    noun

    Prinito ko ang isda pagkatapos itong i-marinate.

    ماهی را بعد از خواباندن سرخ کردم.

  • [[ماهی]]

تصاویر با "Isda"

اضافه کردن

ترجمه های "Isda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه