ترجمه "Kalapati" به فارسی

کبوتر, کبوتر, فاخته بهترین ترجمه های "Kalapati" به فارسی هستند.

Kalapati
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • کبوتر

    noun

    تیرهای از کبوترسانان

    Sa isang okasyon ang banal na espiritu ay nakita bilang kalapati.

    یک بار روحالقدس به شکل یک کبوتر ظاهر شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kalapati " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kalapati
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • کبوتر

    noun

    Sa isang okasyon ang banal na espiritu ay nakita bilang kalapati.

    یک بار روحالقدس به شکل یک کبوتر ظاهر شد.

  • فاخته

    noun

    Sinasabi ng binatang pastol na ang mga mata ng kaniyang kaibigang babae ay maamong tingnan, gaya ng mga mata ng mga kalapati.

    منظور چوپان این است که چشمان دختری که عاشق او شده است به لطافت و ظرافت چشمان فاخته است.

  • کفتر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سپاروک
    • قمری
    • كبوتر
    • کالوج
اضافه کردن

ترجمه های "Kalapati" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه