ترجمه "Kambing" به فارسی

بز, بز بهترین ترجمه های "Kambing" به فارسی هستند.

Kambing
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • بز

    noun

    گونهای از بز کوهی (سرده)

    Pagkatapos, ang malaking sungay ng kambing ay nabali, at apat na sungay ang tumubo sa lugar nito.

    پس از آن شاخ بزرگ بز شکست، و چهار شاخ دیگر جایگزین آن شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kambing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kambing noun
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • بز

    noun

    Pagkatapos, ang malaking sungay ng kambing ay nabali, at apat na sungay ang tumubo sa lugar nito.

    پس از آن شاخ بزرگ بز شکست، و چهار شاخ دیگر جایگزین آن شد.

تصاویر با "Kambing"

عباراتی شبیه به "Kambing" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Kambing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه