ترجمه "Mukha" به فارسی

صورت, صورت, چهره بهترین ترجمه های "Mukha" به فارسی هستند.

Mukha
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • صورت

    noun

    Napagtibay ng pagkagulat sa mukha ng nanay ko ang aking hinala.

    شوک در صورت مادرم ظن مرا تأئید کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Mukha " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

mukha noun
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • صورت

    noun

    Napagtibay ng pagkagulat sa mukha ng nanay ko ang aking hinala.

    شوک در صورت مادرم ظن مرا تأئید کرد.

  • چهره

    noun

    Kaya sa gayong mga lugar, kailangang gamiting mabuti lalo na ng mga kapatid na babae ang mga ekspresyon ng mukha.

    پس در چنین مناطقی، خواهران باید بهخصوص از تغییر حالات چهره بهره گیرند.

  • رو

    noun

    Gayunman, yaong nakakita ng mga pangitaing ito ay hindi kailanman nakapaglarawan ng malinaw na anyo ng isang mukha.

    با این حال، کسانی که چنین رؤیاهایی را مشاهده کردند، هرگز چهرهٔ مشخصی را توصیف نکردند.

  • ترجمه های کمتر

    • رخ
    • روی

تصاویر با "Mukha"

عباراتی شبیه به "Mukha" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Mukha" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه