ترجمه "Pagkain" به فارسی

خوراک, خوردن, غذا بهترین ترجمه های "Pagkain" به فارسی هستند.

Pagkain
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوراک

    noun

    Mas mahalaga sa kaniya ang paggawa ng kalooban ng Ama kaysa sa pagkain!

    برای عیسی به جا آوردن خواست پدرش از خوراک روزانه نیز حیاتیتر بود.

  • خوردن

    verb

    Matapos kainin ang Panggabing Pagkain ng Panginoon, sinabi ni Jesus na tibayan nila ang kanilang pananampalataya.

    بعد از خوردن شام سَرْوَر، عیسی به رسولانش میگوید که در ایمان شجاع و قوی باشند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pagkain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pagkain noun
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • غذا

    noun

    Iniutos niya sa kaniyang mga alila na punuin ang kanilang mga sako ng pagkain.

    او به خادمانش میگوید، کیسههای آنها را از غذا پر کنند.

  • خوراک

    noun

    Mas mahalaga sa kaniya ang paggawa ng kalooban ng Ama kaysa sa pagkain!

    برای عیسی به جا آوردن خواست پدرش از خوراک روزانه نیز حیاتیتر بود.

  • خوردن

    verb

    Pansinin ang sinabi ni Pablo tungkol sa pagkain ng mga pagkaing posibleng inihain sa mga idolo.

    دقت کنید که پولُس در مورد خوردن غذایی که ظاهراً برای بتها قربانی شده بود چه گفت.

عباراتی شبیه به "Pagkain" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Pagkain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه