ترجمه "Pisngi" به فارسی

گونه, گونه, لپ بهترین ترجمه های "Pisngi" به فارسی هستند.

Pisngi
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • گونه

    noun

    Nabalitaan ko na may kinukupkop ka raw na may pilat na ekis sa pisngi.

    شنيدم به مَردي که رويِ گونه ـش. زخم ضربدري شکل داره پناه دادي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pisngi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pisngi noun
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • گونه

    noun

    Nabalitaan ko na may kinukupkop ka raw na may pilat na ekis sa pisngi.

    شنيدم به مَردي که رويِ گونه ـش. زخم ضربدري شکل داره پناه دادي

  • لپ

    noun
  • بک

تصاویر با "Pisngi"

اضافه کردن

ترجمه های "Pisngi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه