ترجمه "Puti" به فارسی

سفید, سِفيد, سفید بهترین ترجمه های "Puti" به فارسی هستند.

Puti
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفید

    adjective

    “Isang Mahabang Damit na Puti ang Ibinigay sa Bawat Isa sa Kanila”

    «به هر یکی از ایشان جامهای سفید داده شد»

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Puti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

puti adjective noun
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • سِفيد

  • سفید

    noun

    Ang kabayong puti, na ang nakasakay ay isang hari sa langit.

    اسب سفید که سوارِ آن، پادشاهی در آسمان است.

  • سپید

    noun

    Oo, at namasdan ko na ang bunga niyon ay puti, higit pa sa lahat ng bkaputiang nakita ko na.

    آری، و من دیدم که میوۀ آن سپید بود، افزونتر از هر سپیدی که من تا بحال دیده بودم.

  • ترجمه های کمتر

    • sefid

تصاویر با "Puti"

عباراتی شبیه به "Puti" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Puti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه