ترجمه "Tainga" به فارسی

گوش, گوش بهترین ترجمه های "Tainga" به فارسی هستند.

Tainga
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوش

    noun

    یکی از اندام های حسی ویژه که در شنوایی و تعادل نقش دارد

    Pagbibigay-Pansin sa Pamamagitan ng mga Mata, Tainga, at Puso

    با چشم، و گوش و دل خود مراقب باشیم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tainga " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

tainga noun
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوش

    noun

    At ang Kanyang mga mata at tainga ay nakatuon na sa inyo.

    و بنابراین چشمها و گوش هایش به شما پیوند دارند.

  • [[گوش]]

عباراتی شبیه به "Tainga" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Tainga" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه